
اشتراکی
رهسپار جادهی عشق
[روایتی شیرین و جذاب از دلِ اصفهان] حسنازندباف، دختری از تبار غم و تنهایی! کسی که سالها پیش، حلاوت شیرینی عشقِ نوشکفتهاش، بر کامش زهر شد. دیداری ناگهانی و قلبی که به یغما برده میشود. گذشتهای با ظاهر تاریک و تعفنآمیز و باطنی که مهر خاموشی بر راز آن زده شده...