
فروشی
آن سوی سکوت
در میان دیوارهای ترکخورده و پر از خاطرهی خانهی پدری که حالا تنها با حضور مادربزرگ و سکوت سنگینش زنده است، دختری بیست و چندساله در جستجوی معنای فقدان میگردد. داستان میان حالِ سرد و گذشتهی گرمِ پر از رنگ و بو، در نوسان است؛ جایی که سایهی از دست دادن پدر و مادر در هر گوشهی خانه سنگینی میکند. اما در میان این سوگ، عطر آشنای عشقی از گذشته میوزد؛ عشقی به پسرعمه که سالها در قلب دختر، تپشی یکطرفه و پنهان بود. اما آنچه در پسِ پردههای سوتفاهم و جداییهای تلخ پنهان مانده، حقیقتی است که در چشمهای پسرعمه از ابتدا جاری بوده؛ عشقی دوطرفه که میان دود و آتشِ سوءتفاهمها، به انتظار نشسته است.