
در پناه هیچکسان
روایتی از زندگی زنی جوان که سالها در سایهی زندگیای که خودش انتخاب نکرده، جنگیده است؛ زنی زخمی و بیپناه که سرانجام از دل گذشتهای پر از درد بیرون میآید. حالا تنها چیزی که برایش باقی مانده، دختر کوچکش و امیدی کمرنگ برای ساختن آیندهای تازه است. درست زمانی که تصور میکند توانسته تکههای شکستهی زندگیاش را دوباره کنار هم بچیند، ناخواسته وارد دنیایی میشود که دیگر راه برگشتی از آن وجود ندارد؛ دنیایی پر از راز، چهرههای ناشناخته و حقیقتهایی که هر لحظه میتوانند همهچیز را تغییر دهند. او در میان سکوت رازها، مجبور است تصمیمی سرنوشتساز بگیرد؛ وقتی آدمها آنطور که به نظر میرسند نیستند، به چه کسی میتواند اعتماد کند؟
